الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

235

نيايش در عرفات (فارسى)

و مابه الامتياز . و اگر مىگوييد اصل و حقيقت « مابه الاشتراك » است يعنى وجود است و « مابه‌الامتياز » اعتبارى است و حقيقى نيست ، اشتراك هردو را در تمام حقيقت قبول كرده‌ايد . و به عبارت ديگر : تعدد بين خالق و مخلوق را منكر شده و به وحدت وجود يا وجود واحد قائل شده‌ايد هرچند وحدت موجود نگوييد و تعدد موجود قائل باشيد ، اما چون اين تعدد را اعتبارى و غير حقيقى مىدانيد و رسماً نگوييد متحقق واحد است و بايد نفى تعدد متحقق گردد ، تفاوت حقيقى بين خالق و مخلوق نگذاشته‌ايد . خلاصه اينكه : يا خالق و مخلوق را داراى مابه‌الاشتراك و مابه‌الامتياز مىشماريد علاوه بر قول به تركيب ، خالق و مخلوق را در جزئى از حقيقت ذات با هم مشترك شمرده‌ايد و اگر به مابه‌الامتياز حقيقى قائل نيستيد در تمام حقيقت ، مخلوق را با خالق شريك دانسته‌ايد و اصلًا تعدد حقيقى براى وجود ، قائل نشده و فرقى بين خالق و مخلوق الّا باعتبار قائل نيستيد . و خواه بگوييد هركس سخن شما را قائل نباشيد حرف شما را نفهميده است و اگر ذوق تأله داشته باشد آن را مىفهمد و با فهم آن ، خود به خود تصديق مىكند يا منكر فهم او نشويد . مسأله اين است كه : با اين سيرى كه شما در خداشناسى داريد و اين اصلى كه به آن معتقد هستيد كه وراى متحققات و آنچه كه به